آموزه های دموکراتیک از فیش های غیر دموکراتیک / دکتر مجید حسینی

کرمانشاه دیلی: آنچه که امروزه در فضای مجازی به ” فیش های نجومی ” و در محافل سیاسی به ” فیش گیت ” معروف شده است ، جدا از واکنشهای مختلفی که برانگیخته است ، برای جامعه ما حاوی درسها و نکات مثبتی است که می تواند حرکت به سمت توسعه را شتاب بخشد . بدون هیچگونه قضاوت و صرفا در جهت ساختارمند کردن رفتارهای اجتماعی حسب وظیفه به اجمال به برخی از این درسها اشاره می نمایم .
1 – درس پرسشگری مردم و پاسخگویی مسئولان :
اگر دقت کرده باشیم تا مردم اقدام به انتشار برخی فیشها نکرده بودند ، هیچ دولتمردی در این باره سخنی نگفته بود و حتا پس از انتشار، برخی انتشار آن را نانجیبانه و برخی هم از شیرمادر حلالترش دانستند. همیشه ثابت شده است مردم از مسئولان جلوتر هستند . و این میرساند که هر جا مردم درصحنه باشند صیانت های اجتماعی بالاتر میرود . واقعا اگر این فیشها در فضای مجازی منتشر نمی شد مسئولان اقدامی میکردند ؟ مگر نه اینکه گفته شد این پرداختها مطابق قانون بوده است ؟ همان قانونی که می گوید یک کارگر با 4 یا 5 سر عائله میتواند با ماهی زیر یک میلیون سر کند و اما یک مدیر نمی تواند با ده برابر آن بسازد !!!. آری درس مهم این است که ” کشور توسعه یافته مردم پرسشگر می خواهد و تا مردم نپرسند و نخواهند هیچ مسئولی خودرا ملزم و موظف به پاسخگویی نمیداند “
2 – درس پذیرش اشتباه و عذرخواهی بی اما و اگر
رئیس محترم جمهور و معاون اول وی در دستورات جداگانه خواهان بررسی فوری و عزل مدیران متخلف و بازگشت اموال مردم به بیت المال شدند و از مردم عذر خواهی صریح کردند . این یعنی اینکه اشتباه و قصور را باید پذیرفت . اما فقط پذیرش اشتباه کافی نیست بلکه باید عذرخواهی هم کرد و پس از عذر خواهی در پی جبران و اصلاح اشتباه هم برآمد ولو اگر این عذر خواهی و پذیرش اشتباه موجب حذف ما از صحنه های مدیریتی شود باید فرهنگش را نهادینه کنیم همانگونه که در کشورهای پیشرفته بسیار شاهدش بوده و هستیم .
3 – درس شفافیت و شفاف سازی :
برخی از مدیران اعلام کرده اند که اگر نبود ملاحظاتی ، فیش خود را منتشر می کردند . حال برخی از این ملاحظات قانونی است که حرفی نیست اما برخی گفته اند ریا میشود و یا ممکن است مردم نپذیرند و … انصافا اگر پرداختها ” شفافیت لازم” را داشت دیگر نیازی به این اما و اگرها بود ؟ عدم شفافیت در هر کاری قطعا توسعه نیافتگی را به دنبال دارد . . هر کشوری تا به اصل شفافیت ایمان نیاورد روی مبارک توسعه را به چشم نخواهد دید . و ادعای توسعه مندی بدون ایمان به شفافیت دروغی بیش نخواهد بود .
برای همین است که قانون الزام کرده است که مدیران دارائیها و درآمدهای خود و خانواده خود را قبل از ورود به مسئولیت و بعد از خروج از مسئولیت اعلام تا مشخص شود که در طول دوره چه تغییراتی داشته و هرجا قانون تشخیص دهد که تغییر نامعقول است آن مدیر مواخذه شود .
4- درس هماهنگی قول و عمل مدیران و مردم :
بین مدیران ما و بعضا حتا مردم عادی مد شده است که اگر بگویند ” از دریافت حقوق و دستمزد خود در فلان پست خودداری می کنند ” و یا مثلا اعلام کنند که با نان و سبزی سر می کنند و یا مثلا روی موکت می نشینند و یا مثلا خودرو مدل پایین دارند و از این قبیل سخنان کار صوابی می کنند . به نظر من از این سخنان باید ترسید . در حوزه مدیران این سخن ترسناک است . چرا مدیر نباید از مزایای مدیریتی خود استفاده کند ؟ آیا مدیری که مثلا در ماموریت است و ایاب و ذهاب بالایی دارد اگر ماموریتها و حق ایاب و ذهاب خودر ا نگیرد اطمینانی هست که این هزینه را از جای دیگری و به شیوه دیگری هم برداشت نمی کند ؟ انگاه این سوال مطرح است خلا این هزینه را پس چگونه پر می کند ؟ نه ! مدیر باید حق مدیریت و خدمت خود را به تمام و کمال هم بردارد اما مطابق مرٌ قانون . پس اگر سخن و عمل مدیران یکی باشد بسیاری از ناهنجاریها رفع میشود . به یاد دارم در سمینار حمایت ازتولید کالای ایرانی هر مدیری که وارد سمینار میشد ابتدا خبرنگار در مورد نکات مثبت سمینار میپرسیدو در آخر می گفت می شود من آرم سازنده کت شما را ببینم ؟ با کمال تاسف حتی یک نفر کت ایرانی به تن نداشت !! ایا این ناهماهنگیها به اعتماد عمومی لطمه نمیزند ؟ بقول سعدی به عمل کار برآید به سخندانی نیست !
5 – درس فراگیری وبازنگری جدی در نظام هماهنگ پرداخت حقوق :
درس مهم این است که باید در تصویب قوانین و در اجرای قوانین ” روح عدالت اجتماعی و اقتصادی ” متبلور باشد . قانونی که عادلانه نباشد خود ضد قانون است . قطعا پرداختهای این چنینی یک مفرّ قانونی داشته است و اتفاقا سخنگوی محترم دولت هم به این قانونی بودن فیشها اشاره ای داشتند . قانونی بودن یعنی اینکه این پرداختها نه کج دستی بوده ، نه اختلاس ، نه دزدی ، نه چپاول و … پس یعنی این همه هیاهو برای هیچ بوده است . اما سوال اینجاست که چرا باید قوانینی وضع شود که فاصله حقوقی یک مدیر اداره با نظافتچی آن اداره نه ده برابر بلکه 300 ، 400 ، 500 برابر و بعضا هم بیشتر باشد. این یعنی اینکه روح عدالت در قانون نظام پرداخت نیست و باید بازنگری جدی شود.
جناب آقای سید صفدر حسینی مدیرعامل صندوق توسعه ملی گفته اند که وقتی من به این صندوق آمدم هیچ نظام پرداخت منسجمی بر آن حکمفرما نبود ، لذا چندبار درخواست اجرای نظام هماهنگ پرداخت را کردم . این نشانه این است که این نظام هماهنگ در همه جا رعایت نمیشود و فراگیر نیست و در برخی جاها هم سلیقه در آن لحاظ میشود . وجود تبصره ها و استثنائات زیاد موجب شده عملا قانون نظام هماهنگ پرداخت از جان تهی شده و جز قالبی از آن نماند . به نظر میرسد این قانون علاوه بر بازنگری ، باید فراگیرهم شود و تنها سازمانهای امنیتی و دیپلماسی از ان مستثنی شوند .
6 – درس آسیب شناسی علمی بجای مچ گیری:
قطعا ظهور این فیشها و اعمالی نظیر آن نه متعلق به یک دولت است و نه در زمان خاص متعلق به یک دولت شکل گرفته است . لذا باید دلایل و عوامل و علل شکل گیری آن بررسی شود و بر نهادها و مراکز آسیب شناسی است که از منظر رفتاری ، اجتماعی، اخلاقی، دینی ، سیاسی و اقتصادی موضوع را بشکافند و بدون اینکه کسی یا کسانی را متهم کنیم بپذیریم که باید جلوی آن عوامل را گرفت . شاید تب و تاب این موضوع امروز بالاست و حرکتهای رادیکالی هم در بین مردم و هم مدیران شکل بگیرد اما چه تضمینی برای فردا داریم ؟ سوال واضح من از نمایندگان ملت این است که آیا آنقدر که به دنبال جابجایی مدیران درجه چندم حوزه انتخابیه خود هستید بر این امور هم نظارت دارید ؟ . آیا نمایندگان بخشی از اوقات خود را به مطالعه و باز خوانی و بازنگری و بازبینی قوانین قبلی و چگونگی سیر عملیاتی کردن آن اختصاص می دهند ؟ آیا به هنگام تصویب لوایح و طرح ها ششدانگ حواسشان به منافع ملی هست ؟
قطعا اگر چنین بود امروز نباید شاهد این مشکلات که فیشها نمونه کوچکی از آنهاست باشیم . اگر ما منافع ملی را بر جناح و حزب خود ترجیح می دادیم امروزه شاهد این سخنان نمیبودیم که هرکسی قبل از خود را محکوم کند و بار گناه را گردن ان یکی بیندازد که رهبر معظم انقلاب هم ذکر و بیان این مسائل را به زیان کلان کشور دانستند . البته نقد و بررسی جایگاه خود را دارد .
7 – درس وضع قانون بدون ابهام و ایهام
برداشت دیگری که می توان از این فیشها داشت وقتی است که این فیش ها را کنار امراض و آفات دیگری چون اختلاس و دزدی و چپاول و سوء استفاده از مقام و رشوه و ارتشاء و پارتی و کم کاری و بی احترامی به ارباب رجوع و ایضا بی احترامی ارباب رجوع به کارمندان و … می گذاریم ، در میابیم که بخشهای مهمی از قوانین ما نیاز به اصلاح دارد و انشاالله که قوای سه گانه با هماهنگی هم بنشینند و این قوانین را به روز کنند بگونه ای که در انها نه ایهام باشد و نه ابهام . ساده و روشن و شفاف که نیاز به تفسیر نداشته باشد . تفسیر قانون خودش یک آفت است که برخیها را توانمند تر می کند . از مهمترین اصلاحات حذف نهادهای موازی و کوچک شدن دولت و برون سپاری کارها به ویژه کارهای اقتصادی به بخش خصوصی است است که متاسفانه تاکنون فقط حرفش را زده ایم و اجرایش مانده است .
8 – درس استفاده از قدرت تکنولوژی ارتباطات
درس دیگری که از این موضوع پیش آمده گرفتیم این است که همیشه نباید تکنولوژیهای نوین را بکوبیم و این شبکه های اجتماعی را غیر مفید بدانیم بلکه از اثرات مفید انها که نمونه اش در فیشهای حقوقی دیدیم غافل هم نشویم . هرچند من هم معتقدم که استفاده نادرست از تکنولوژی هم ناروا و هم زیانبار است . و البته اگر تکنولوژیهای نوین را در امور کلان بکار بگیریم بسیاری از افات از بین خواهند رفت مثل ایجاد دولت الکترونیک فراگیر.
9 – درس همدلی و هم زبانی
در این رابطه خدارا شکر هم مسئولان به قریب اتفاق با مردم هماهنگ شدند و هم مردم در این رابطه به کمک دولت آمدند و قدر دانی جناب دکتر علوی وزیر محترم اطلاعات از مردم در همین راستا بود و این به ما می فهماند هرجا که مردم و دولت باهم باشند پیروزند و دیگر اینکه مردم به مسئولان گوشزد کردند که نظارت همگانی فقط درکژ رفتاری مردمان عادی خلاصه نمی شود به رفتار بد مدیران هم باید تسری بیابد که اتفاقا نظارت باید دوسویه باشد همانگونه که قانون اساسی می گوید و همانگونه که امام علی (ع) در نهج البلاغه فرموده اند وبالاتر همانگونه که خداوند در قرآن می فرماید .
10 – درس ایمان مدیران به اقتصاد مقاومتی
این فیشها نشان داد حتا اگر قانونی بوده اند . دریافت کنندگان آنها ایمان به اقتصاد مقاومتی نداشته اند . در جایی که یک روستایی با نان خشکی و آبی افطار می کند و خدارا سپاس می گذارد به خاطر نعمات بی پایانش یک مدیر نمی تواند به بهانه قانونی بودن این مبالغ از اسراف و تبذیرها نترسد . اقتصاد مقاومتی قدم اولش از مدیران شروع می شود . اقتصاد مقاومتی یک وجهش و یک معنایش این است که مدیران نفع ملی را به سود شخصی ارجح بدانند و در جایی که این دو در تقابل با هم قرار می گیرند ، سود ملی را بر صدر بنشانند . و اعتماد ملی یک سرمایه کلان است که رفتار امثال ما نباید آن را خدشه دار کند و برای همین است که رهبر معظم انقلاب می فرمایند که بسیاری لذائذ برای خواص جایز نیست و خواص باید مراقب رفتار خود باشند .
والسلام علی من التبع الهدی
كرمانشاه ديلي